کد خبر : 2700
تاریخ انتشار : سه شنبه 25 آذر 1399 - 0:55

حکایت طنز ،هشدار هواشناسی خوزستان و اعلام وقوع سیلاب و باران…و یک عروسی دیگر

حکایت طنز ،هشدار هواشناسی خوزستان و اعلام وقوع سیلاب و باران…و یک عروسی دیگر

محمد شریفی الف: حکایت یکم، اعلام وضعیت نارنجی بیشتر خبرگزاری ها و اهالی محترم رسانه های رنگارنگ، امروز دوشنبه ۲۴ آذرماه ۹۹ به نقل از: اداره‌کل هواشناسی خوزستان “با اشاره به پیش‌بینی آغاز فعالیت سامانه بارشی و وقوع سیلاب در مناطق مستعد، هشدار سطح نارنجی “را گوشزد فرمودند.به به، گل بود و به سبزه نیز

محمد شریفی

الف: حکایت یکم، اعلام وضعیت نارنجی

بیشتر خبرگزاری ها و اهالی محترم رسانه های رنگارنگ، امروز دوشنبه ۲۴ آذرماه ۹۹ به نقل از: اداره‌کل هواشناسی خوزستان “با اشاره به پیش‌بینی آغاز فعالیت سامانه بارشی و وقوع سیلاب در مناطق مستعد، هشدار سطح نارنجی “را گوشزد فرمودند.به به، گل بود و به سبزه نیز آراسته شد، بازهم یک فرصت طلایی برای شنای قورباغه و قایق سواری

با تشریف فرمایی جناب کووید۱۹ از ووهان چین به تمام ممالک و بلاد، وضعیت ها هم با الهام از اسم مرکبات متنوع و متکثر شدند. مثل: وضعیت قرمز، وضعیت آلبالویی ، وضعیت اناری ، عنابی و ….
وضعیت زرد، نارنجی ، لیمویی ، طلایی ، حنایی و ….
وضعیت سفید، سفید گل باقله، سفید یخچالی، نقره ای و….
حالاهم که اداره کل هواشناسی خوزستان وضعیت را نارنجی ، ترنجی و پرتقالی اعلام کرد. خدا به همه ی ما خوزستانی هم رحم کند.
ب: حکایت دوم:ای خدا بارون بزن میشم بزاید..

یک زمانی ایلیاتی ها که به امورات دام و دامداری اشتغال داشتند ورد و ذکرشان این بود ، ای خدا بارون بزن ، بارون نم نم.. باران برای ایلیاتی جماعت از کشاورز و باغدار گرفته تا دامدار کوچ نشین، منشاء رحمت و برکت و ثروت و دولت و رفاه و آسایش و امنیت بود. هروقت که باران نمی بارید و یا خشکسالی می شد، زمین و زمان توی سرشان خراب می شد، اما مایوس و ناامید نمی شدند، کودکان معصوم و پاکدل را تشویق به مراسم هل هل کوسه می کردند و خودم هم از همان کودکانی بودم که با چشمانی اشکبار به اتفاق کودکان همسال از ته دل نعره می زدمهار هار هارونکی، خدا بزن بارونکی، بهر گله داران….
و در آن سوز سرما درب خانه ها را می کوبیدیم ، اول با یک قابلمه آب خیسمان می کردندو بعد یک کاسه آرد بهمان می دادند، بعد از کوبیدن همه ی درب های مردم ابادی ، روی تل بزرگی آتش بپا می کردیم، اول خودمان را خشک می کردیم، بعد آردها را خمیر و از آن چندین قرص نان طبخ می کردیم و ریگی در یکی از قرص های نان قرار می دادیم ، نان برشته با گندمی که اسیاب آبی آرد می شد ، واقعا خوردن داشت، اما بیچاره اون کسی بود که سنگ در نانش قرار می گرفت ، وی به عنوان متهم و مقصر و عامل خشکسالی مورد ضرب و شتم سایرین قرار می گرفت، این کتک کاری زمانی پایان می یافت که یک نفر او را ضمانت بکند ، خدا به رحم خواهد آمد و فردا یا پس فردا باران خواهد بارید.

ج:یک پیشنهاد فوق العاده سازنده

توی کلان شهر اهواز الان چندین و چند سال است که با دو مثقال باران، فاضلاب ها سرریز و به خانه های مردم سرازیر می شوند… با چندین وعده و وعید از گرفتن وام از سازمان ملل گرفته تا صندوق ملی ذخیره ارزی و بودجه های اعتباری و اختصاصی و عمرانی و سیاسی … اما بازهم دریغ از پارسال، امسال دکترقالیباف با تنی چند از نماینده های انقلابی استان در مجلس شورای اسلامی سه ماه قبل از طوفان به خوزستان تشریف آوردند و با وعده های بسیار و از جمله پایان آبگرفتگی فاضلاب ها ما را بسیار امیدوار نمودند، اما بازهم غافلگیر شدیم و ظغیان جدول های فاضلاب از مرز اهواز عبور کرده و امواج خروشان آن به بندر امام هم رسید. بازرسان امدند و قول پی گیری دادند. دلمان داشت خوش می شد که امروز سازمان هواشناسی با اعلام وضعیت نارنجی و احتمال سیلاب بند دلمان ریخت ..
نمی دانم دعا کنیم باران ببارد یا نبارد.. .؟
پیشنهاد عملی من برای شناخت و مجازات عوامل مقصر در ارتباط با عوامل آبگرفتگی این هست،

۱ – با اهدای چندین دسته گل چاق و چله از شهردار محترم ، ریاست آبفا ، اعضای محترم شورای شهر، قلم بدستان دلسوز!! و سایرین قدردانی و تشکر کنیم.

۲ – همانگونه که در کرونا مردم مقصر اصلی بودند و مسئولان دلسوز واقعا سنگ تمام گذاشتند و بابت این تلاش ها هم مورد تقدیر قرار گرفتند.
در این برهه ی خطیر ما وظیفه داریم مقصر اصلی را از میان مردم شناسایی و مورد مجازات قرار بدهیم،از میان اقشار و اصناف مختلف جامعه از استاد دانشگاه و معلم مدرسه گرفته تا کارگر و بناه و دست فروش و کودک کار و…. چیزی حدودی ۴۰۰نفر انتخاب کنیم ،انها را وادار به هل هل کوسه کنیم ، روی کوههای استوار منبع اب اهواز اتشی روشن کنیم ، چند قرص نان طبخ و ریگی مخفیانه در میان یکی از نان ها قرار بدهیم و ریگ سهم هر کس شد ، اون را به عنوان مقصر سیل و سیلاب مورد مجازات قرار بدهیم تا مشگل طغیان جدول های فاضلاب برای همیشه حل بشه.
بعدش هم با خیال راحت طلب باران کنیم و بگوییم:
ا
ی خدا بارون بزن میشُم بزایه
(خدایا بارون بیار تا میشم بزاید)
بره ش نرذی کُنُم یارُم بیایه
(بره اش رو نذر بکنم یارم بیاید
بعدش هم برویم لب کارون و بخوانیم:

وقتایی که میاد نم نم بارون
با خیال راحت از خونه میزنیم بیرون
بزن بارون نم نم
خیس بشم آروم و کم کم
هی ببار رو صورت من
تا بشم آروم….

توضیح : ترانه ی نم نم بارون با اندکی تصرف و تلخیص موردع چکش کاری قرار گرفت

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.