اخبار شهرستان های خوزستاناقتصادی
موضوعات داغ

یوسف داودی: برخی دنبال باطل شدن مجوز پتروپالایش و خارج کردن آن از ذهن مردم بودند /صندوق بازنشستگی کشوری یا پروژه پتروپالایش را اجرا کند یا کنار برود تا دیگران به کار ادامه بدهند

یوسف داودی به ابعاد مختلف ساخت پتروشیمی مسجدسلیمان و کار شکنی ها پیرامون پتروپالایش پرداخت

یوسف داوی به عنوان طراح، ایده پرداز و رئیس هیئت مدیره پتروپالایش بختیاری بیان کرد : سال ۱۳۸۹-۱۳۸۸ که اجرای طرح اوره و آمونیاک مسجدسلیمان قطعی گردید موضوع توسعه و گسترش منطقه شمال استان خوزستان و اهمیت این توسعه از نظر ژئوپولتیکی و همین طور اجتماعی و فرهنگی، شرایط حاکم بر استان و جنوب کشور، همه و همه مرا برا آن می داشت که به جدّ تمامی فرصت ها را مورد مطالعه قرار دهم.

یکی از روزهایی که موضوع پتروپالایش ذهنم را به طور کامل مشغول کرده بود و همواره تلاش داشتم همه پتانسیل های موجود منطقه را مورد ارزیابی قرار بدهم. از آقایان مهندس مشتاقیان و مرحوم مهندس حجاری زاده که هر دو از سهام داران و بنیان گذاران شرکت مهندسی پرآور بودند و من هم دفتر محقرانه ای در کنار آقایان داشتم، دعوت کردم جلسه کوتاهی داشته باشیم، هر دوی آقایان که از اشخاص محترم، متخصص و متواضع بودند به گرمی دعوت بنده را پذیرفتند. از آقایان پرسیدم، منظور آنهایی که از کلمه پتروپالایش استفاده می کنند چیست؟ چون اگر مبحث پالایش گاز باشد که پالایشگاه گازی چندین واحد داریم یا واحد های NGL، ولی از این واژه برای آن ها استفاده نمی شود آقای حجاری زاده توضیح دادند و تفاوت پتروپالایش با پالایشگاه نفت و یا گاز و یا NGL را تشریح کردند هر چقدر بیشتر توضیح می دادند احساس و باور من به این که می توان تحول عظیمی در منطقه شمال استان خوزستان به وجود آورد قوی و قوی تر می شد، پس از توضیحات ایشان سوال کردم کمترین ظرفیت یک واحد پتروپالایشگاهی که می تواند توجیه اقتصادی داشته باشد چقدر است عددی را گفتند که خیلی به آن عدد مطمئن نبودند قرار شد مورد مطالعه بیشتری قرار گیرد چون عدد اعلام شده از سوی آقای مهندس حجاری زاده (۳۰ میلیون متر مکعب در روز) عدد نسبتاً بزرگی بود آقای مهندس مشتاقیان که تخصصشان مخازن نفت و گاز است معتقد بود امکان تامین در منطقه وجود ندارد، پس از حدود یک ساعت و نیم گفتگو بر روی یک تکه کاغذ یادداشتی خطاب به آقای مهندس حجاری زاده که آن زمان مدیرعامل شرکت مهندسی پرآور بود تقاضا کردم نسبت به اجرای یک واحد پتروپالایشگاه در دشت زیلائی در جنب کارخانه اوره و آمونیاک بررسی و اظهار نظر فرمائید، آقای مهندس حجاری زاده هم متواضعانه این یادداشت را به مثابه یک دستور کار به جریان انداخت چند روز بعد تقاضای جلسه ای در این خصوص داشت در این جلسه نیز اطلاعات جدید به دست آمد در عین حال نکته مهم این بود که این طرح می تواند در دو فاز و هر فاز ۱۴ میلیون متر مکعب روزانه اجرا شود هر یک از این اطلاعات هیجان درونی مرا افزایش میداد، در همین اثنا یکی از متخصصین مخازن نفت و گاز به نام آقای دکتر امیر بختیار با من تماس گرفت و درخواست ملاقاتی داشت در یکی از روزهای بازدید از پروژه هنگام برگشت از مسجد -سلیمان با آقای امیر بختیار تماس گرفتم و قرار ملاقاتی در فرودگاه اهواز تنظیم کردیم.

آقای امیر بختیار قصد داشت از من قول تامین آمونیاک برای تولید PVC از نمک حاصل از سد گتوند بگیرد در حین گفتگو از ایشان تخصص و تجربه وی را جویا شدم متوجه شدم از متخصصین مخازن نفت و گاز کشور هستند، لذا به ایشان گفتم ما برای اجرای طرحی در زیلائی مسجدسلیمان نیاز به ۲۸ الی ۳۰ میلیون متر مکعب گاز داریم به نظرتان امکان تامین آن وجود دارد و ایشان بلادرنگ اظهار داشت بیش از این ظرفیت موجود است، من اطلاعاتی دارم که می توانم با مستندات و مدارک این ادعا را اثبات کنم، قرار گذاشتیم ایشان تهران بیایند. فردای آن روز جلسه مفصلی در دفترم با ایشان داشتیم توضیحات وی و مدارک همراه، مرا کاملا مطمئن ساخت که از بابت اقناع مسئولین وزارت نفت مشکلی نخواهیم داشت چرا که اطلاعات غیر مستند دیگری خودم داشتم که خیالم از این جهت راحت بود لیکن برای اخذ مجوزهای لازم لاجرم محتاج مستندات بودیم، پس از این جلسه، با شرکت نفت و گاز مسجدسلیمان قرار جلسه ای را تنظیم کردم و به اتفاق چند تن از مشاورین و مدیران مباحث مفیدی را مرور کردیم که در اقنای مباحث آتی بسیار مفید بود و پس از آن چندین جلسه، مناطق نفت خیز جنوب ترتیب داده شد از آقایان امیر بختیار، کاهکش، قنواتپور و دیگر متخصصین و آشنایان به مدیران و متخصصین مناطق نفت خیز جنوب کمک گرفتیم در آن مقطع مدیرعامل مناطق نفت خیز جنوب آقای مهندس بیژن عالیپور بود که از همشهریان مسجدسلیمانی و از مدیران قابل و علاقه مند به همکاری بودند همه و همه دست به دست هم داده به این نقطه برسیم که به وزیر وقت نفت آقای مهندس زنگنه بگوئیم گاز به اندازه کافی وجود دارد و بایستی مجوز آن را دستور بدهید صادر کنند و ایشان نیز با قاطعیت رد می کردند (البته این موضوع و مواجه شدن با آقای مهندس زنگنه وزیر وقت را به تفضیل در کتاب از سنگ تا لعل در جلد دوم تشریح کرده ام)، آنچه باید اینجا تاکید نمایم انجام چنین پروژهای، اهمیت سوقالجیشی آن، تاثیرات منطقه ای، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، آن بر همگان روشن شده بود و همه باور داشتند این حرکت می تواند موثرترین حرکت اقتصادی در شمال و شمال شرق خوزستان باشد و از جهت اجرایی نیز همگان بر این امر واقف شده بودند که ما قادریم این پروژه عظیم را به سرانجام برسانیم به گونه ای که ناباورترین مسئول، وزیر وقت نفت آقای زنگنه بود که پس از بازدید پروژه اوره و آمونیاک مسجدسلیمان در تاریخ ۱۶/۱۲/۱۳۹۷ آنچنان به هیجان آمد که در جلسه شورای اداری در شهرستان مسجدسلیمان اعلام کرد با این پیشرفتی که من امروز در بازدید از پروژه اوره و آمونیاک مسجدسلیمان دیدم اطمینان دارم که این گروه قادرند طرح های توسعه (پتروپالایش بختیاری) را نیز به سرعت اجرا نمایند از طرف دیگر توافق های به عمل آمده با پیمانکاران چینی نیز همه شرایط را برای شروع پروژه پتروپالایش بختیاری مهیا کرده بود لیکن عوامل بازدارنده ای از سوی مدیران صندوق بازنشستگی کشوری هر حرکت و اقدامی را در عملیاتی کردن پروژه عقیم می ساخت تا این که تصمیم گرفتم شرایطی را ایجاد کنم که این عناصر مزاحم نتوانند صورت مسئله را پاک کنند از تمامی امکانات و روابط و توانمندی ها برای شروع عملیات اجرایی پروژه با حضور یکی از مسئولین عالی رتبه نظام استفاده کرده و توانستم مسئولین استان را برای مراسم کلنگ زنی و شروع عملیات اجرایی پروژه با حضور معاون اول رئیس جمهور در تاریخ بهمن ماه ۱۳۹۶ بکار بستم و خوشبختانه آقای جهانگیری معاون اول رئیس جمهور برای افتتاح کارخانه آلومینیوم مسجدسلیمان آمده بود ابتدا در مراسم آغاز عملیات اجرایی پروژه پتروپالایش بختیاری شرکت نمود و از لوح یادبود آغاز عملیات اجرایی پتروپالایش بختیاری پرده برداشت و سپس برای افتتاح کارخانه نورد پروفیل آلومینیوم بنیاد مستضعفان رفتند این اقدام تثبیت پروژه پتروپالایش بختیاری را مطمئن تر کرد اما کارشکنی ها از سوی سهامدار اصلی یعنی صندوق بازنشستگی کشوری استمرار داشت.

در یک مقطعی اواخر دولت آقای روحانی که آقای شریعتمداری وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و آقای دکتر افتخاری مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری بود آقای افتخاری بجدّ پیگیر اجرایی شدن پتروپالایش بختیاری شد به گونه ای که تا مدتی هر هفته جلسه می گذاشت و مسائل مربوط به پتروپالایش بختیاری را پیگیری می کرد. پروژه آرام آرام داشت شکل می گرفت، با روی کار آمدن دولت آقای رئیسی و وزیر شدن آقای عبدالملکی ورق برگشت و تشکیل شدن تیم کاری آقای عبدالملکی شامل آقای اسکندری مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری و آقای ابراهیمی مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری صندوق بازنشستگی کشوری و دیگر افراد از این دست شرایط بکلی تغییر کرد و تقریبا سناریوی آن ها برای محو کردن این پروژه بسته شد، پیگیری های آقای ورناصری نماینده محترم مردم در مجلس شورای اسلامی نیز کارساز نبود عملا رفتار آن ها با آقای ورناصری نیز به گونه ای نبود که آن را صادقانه تلقی کرد، آنچه در حال وقوع بود قابل درک بود و آن این که نگذارند هیچ اقدامی صورت پذیرد تا این که مجوزها باطل شود و به تدریج از ذهن مردم که مطالبه گران اصلی هستند نیز خارج شود و آرام آرام تبدیل به امری بعید و غیر قابل دسترسی شود و به فراموشی سپرده شود که با کمال تاسف تا اینجای کار به دلیل فقدان فرد یا مجموعه ای مسئول عملا پایه گذاران این سناریو در حال نتیجه گیری از هدف باطل و ظالمانه خود هستند شاید سوال این باشد که چه باید کرد؟ صورت مسئله خیلی ساده است! آقای ورناصری چندین بار با آقای عبدالملکی وزیر معزول قبلی تعاون در این خصوص نشــــست داشته اند اما بی نتیجه بوده است حال با توجه به رویکرد مثبت آقای مرتضوی وزیر کنونی تعاون با یک جلسه با حضور مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری و اینجانب به عنوان صاحب این ایده می توان توافق کرد یا صندوق بازنشستگی کشوری پروژه را ادامه دهد و یا کنار برود اجازه بدهد دیگران پروژه را انجام دهند.

منبع :رویش زاگرس

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا